اما
با این همه
تقصیر من نبود
که با این همه ...
با این همه امید قبولی
در امتحان ساده تو رد شدم ،
اصلا نه تو ، نه من !
تقصیر هیچ کس نیست
از خوبی تو بود
که من
بد شدم
قیصر امین پور
پ.ن :
به یاد شاعر آفتابگردان ها ، او که تا همیشه نام کوچکش ، با حرف آخر عشق آغاز می
شود ...

آفريدگارا !
بگذار
دهان تو را ببوسم ،
غبار ستاره ها را از پلك فرشتگانت بروبم
كف خانه ات را
با دمب بريده ي شيطان جارو كنم ؛
متولد شدم
در مرز نازك نيستي ،
سگ هاي شما
از دهان فرشتگان دورو نجاتم دادند .
و تو به من نفس بخشيدي عشق من !
دهانم را تو گشودي
و بال مرا كه نازك و پرپري بود
تو به پولادي از حرير
مبدل كردي .
سپاسگزارم خداي من ...
شمس لنگرودی

بهار مالک ادریبهشت و بوی باران نیست
تمام هر چه که اینجاست مال پاییز است !

پ.ن :
و پاییز در کوچه ها می دود ...


