هفت آسمان
فرهاد
... دریغا فرهاد !
ساده دلا !
که تیشه و کوهش را
به فریبی ستاندند
و نامه و خامه اش بر کف نهادند
ورنه در شرمساری این کار و بار
هیچ اگر نه ،
دیگر بار
فرقش را به تیشه ای می شکافت
و آبروی عشق باز می ستاند ...
حسین منزوی
!! نوشته شده توسط راضیه
| 23 | دوشنبه 1386/11/29
•


