های بانو !
شوخی نکن
چشم خسته بسته می شود
قلب خسته
می ایستد
کیکاووس یاکیده
کشتار
دست خودشان نیست
وقتی از فرط معصومیت
با تابشی از جنس عشق
روحهای ولگرد بعدازظهر را
بر نیمکتی سنگی
کشتار میکنند
چشمهایت.
راز
با مهر مادرانه
آهنگ خاک می کرد
گرد ملال او را
از چهره پاک می کرد
ساحل به او چه می گفت
کان موج ناز پرورد
سر را به سنگ می زد
خود را هلاک می کرد
فریدون مشیری
مهربانی
مهربانی جاده ای است
که هر چه پیش تر روند ، خطرناک تر می گردد
نمی توان بازگشت ...
اما لحظه ای باید درنگ کرد
و شاید چند گامی بر بیراهه رفت
مدتی است بر جاده هموار می رانیم ...
خطرناک است !
" دکتر شریعتی"
*** پانوشت :
یک سال از عمر" هفت آسمان " گذشت
به همین سادگی
و حرف های ما هنوز ناتمام است ...


